وبلاگ اوّلین سایت تخصصی حضرت امام حسین و حضرت علی اصغر علیهما السلام

خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386
سیره علامه طباطبائی در زیارت امام رضا(ع) ـ امام رضا (ع)

سیره علامه طباطبائی (ره) در زیارت امام رضا(ع)

 

در این مقاله سیره ولایی علامه طباطبایی(ره) صاحب تفسیر المیزان در رابطه با حضرت رضا علیه‎السلام را ذکر می کنیم.

علامه طباطبایی می‎فرمودند: «همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیه‎السلام محسوس است.» و در نقلی دیگر، بیان می‎کردند: «همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است.»

و نیز می‎فرمودند: «انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام می‎شود، مشاهده می‎کند که از در و دیوار حرم آن امام رأفت می‎بارد.»

ایشان هر ساله به مشهد مشرف می‎شد حتی در پنج شش ماه آخر عمر با همه کسالتی که داشت به مشهد مشرف شد. یکی از بستگان نزدیک ایشان می‎گفت:

«با آغوش باز با آن کهولت سن و کسالت، جمعیت را می‎شکافت و با علاقه ضریح را می‎بوسید و توسل می‎جست که گاهی به زحمت او را از ضریح جدا می‎کردیم ... .»

ایشان می‎گفت: «من به حال این مردم که این طور عاشقانه ضریح را می‎بوسند، غبطه می‎خورم ... .»

فرزند ایشان نقل می‎کردند: در سال آخر حیاتشان به دلیل کسالتی که داشتند و بنا به تأکید و توصیه پزشکِ مخصوص نمی‎خواستیم که ایشان به مشهد مقدس بروند. ولی ایشان اصرار داشتند و رفتند.

پس از مراجعت از مشهد، به ایشان گفتم سرانجام به مشهد رفتید، فرمود: «پسرم جز مشهد کجاست که آدم بتواند دردهایش را بگوید و درمانش را بگیرد؟»

علامه طباطبایی وقتی به مشهد، مشرف می‎شد، از وی تقاضا می‎کردند که در خارج از مشهد چون طُرقبه و ... به دلیل اعتدال هوا، سکونت داشته باشند و گهگاهی برای زیارت مشرف گردد. ایشان ابداً قبول نمی‎کرد و می‎فرمود: «ما از پناه امام هشتم به جای دیگری نمی‎رویم.»

یکی از شاگردان علامه طباطبایی می‎گوید: «... هیچ به خاطر ندارم که از اسم هر یک از ائمه علیهم‎السلام بدون ادای احترام گذشته باشند. در مشهد که همه ساله مشرف می‎شدند و تابستان را در آنجا می‎ماندند وقتی وارد صحن حضرت رضا علیه السلام می‎شدند، بارها که در خدمتشان بودم و می‎دیدم که دست‎های مرتعش را روی آستانه در می‎گذاشتند و با بدن لرزان از جان و دل آستانه در را می‎بوسیدند، گاهی از محضرشان التماس دعا درخواست می‎شد می‎گفتند: «بروید از حضرت بگیرید؛ ما اینجا کاره‎ای نیستیم؛ همه چیز آنجاست! »

یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

زمانی نویسنده مشهوری بوسیدن ضریح امامان علیهم السلام و این قبیل احترام نهادن‎ها را تشنیع می‎کرد. وقتی سخن او را به مرحوم علامه در حرم رضوی علیه السلام عرض کردند، ایشان فرمود: «اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضریح، زمین را می‎بوسیدم.»

و روزی در صحن حرم امام رضا علیه السلام شخصی به علامه [که اصلاً اذن نمی‎داد کسی دست ایشان را ببوسد] عرض کرد: «از راه دور آمده‎ام و می‎خواهم دست شما را ببوسم.» علامه فرمود: «زمین صحن را ببوس که از سر من هم بهتر است! »

یک بار علامه می‎خواستند به روضه رضوی علیه السلام مشرف شوند. به ایشان عرض شد: « آقا! حرم شلوغ است؛ وقت دیگری بروید! » فرمودند: «خوب، من هم یکی از شلوغ‎ها! » و رفتند. مردم هم که ایشان را نمی‎شناختند تا راهی برایشان بگشایند و در نتیجه، هر چه سعی کردند دستشان را به ضریح مبارک برسانند، نشد و مردم ایشان را به عقب هل دادند. وقتی بازگشتند، اطرافیان پرسیدند: «چطور بود؟» فرمودند: «خیلی خوب بود! خیلی لذت بردم! »

حجت الاسلام معزّی نقل می‎کند که یک بار در ایام طلبگی به مشهد رفته بودم و در صحن‎های حرم رضوی علیه السلام قدم می‎زدم و به بارگاه امام می‎نگریستم اما داخل رواق‎ها و روضه نمی‎رفتم. ناگهان دست مهربانی بر روی شانه‎هایم قرار گرفت و با لحنی آرام فرمود:

«حاج شیخ حسن! چرا وارد نمی‎شوی؟! » نگاه کردم و دیدم علامه طباطبائی است. عرض کردم: خجالت می‎کشم با این آشفتگی روحی بر امام رضا علیه السلام وارد شوم. من آلوده کجا و حرم پاک ایشان کجا! آنگاه مرحوم علامه فرمود:

«طبیب برای چه مطب باز می‎کند؟ برای این که بیماران به وی مراجعه کنند و با نسخه او تندرستی خود را بیابند. این جا هم دارالشفای آل محمد ـ علیهم السلام ـ است. داخل شو که امام رضا علیه‎السلام طبیب الأطباء است.»

 

منبع:سایت صالحین

 

چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386
تاریخچه ء کامل نقاره زنی ـ  امام رضا (ع)

به مناسبت ولادت با سعادت امام رضا علیه السلام

شفا گرفته مریضی ، نقاره می زنند

 

تاریخچهء کامل نقاره زنی

 

نواختن نقاره از زمان‎هاى قدیم در آستان مقدس امام رضا علیه السلام معمول بوده است. اما این که این رسم از چه زمانى آغاز شده و به صورت یک سنّت در آمده، معلوم نیست. نه نویسندگان درباره آن چیزى نوشته‎اند و نه اسناد و مدارک موجود در حرم مطهر چیزى را نشان مى‎دهد. اما از نشانه‎هاى تاریخى چنین برمى‎آید که در قرن دهم، نواختن نقاره معمول بوده است.

فضل بن روزبهان خنجى در کتاب مهمان نامه بخارا، در حالات محمدخان شیبانى، سلطان ماوراء النهر که مشهد مقدس و ناحیه طوس را تصرف کرده بود، مى‎نویسد:

«سلطان تصمیم گرفت به زیارت حضرت رضا علیه السلام برود، از این رو، با اعیان لشکر خود و قاضیان و محتشمان عازم مشهد گردید. من با گروهى قبلاً به مشهد رفتیم و در آن جا مراسم استقبال را فراهم کردیم. بر فوق بارگاه حضرت، محلّى که نقاره نوبت حضرت امام مى‎زنند، جماعت نقاره‎چیان اردوى همایون و نفیرچیان ایستاده، مترصّد آن که چون موکب همایون برسد نقاره بکوبند و نفیر نوازند. آن حضرت امر فرمودند که دم نزنند و نفیرنوازى را به فقیرنوازى بدل فرمودند، و چون به درگاه بارگاه رسیدند، فرود آمده به پیشگاه برآمدند و از آن جا به روضه مقدس قدم گشاده و آداب زیارت تقدیم نمودند و اندکى نشسته، از قبه بیرون فرمودند.»

از این متن معلوم مى‎شود که در قرن نهم و دهم، نقاره نواخته مى‎شده و جایى هم در بلندى براى نقاره‎زنان اختصاص داشته است.

در روزگاران پیشین، استفاده از شیپور و نقاره در دربار شاهان معمول بود و هر بامداد و شبانگاه، در کاخ‎ها و قصور و محل‎هاى اقامت حاکمان و امیران در شهرها و بیابان‎ها نقاره مى‎زدند و مردم را احضار و یا مرخص مى‎کردند و طبل نواختن و شیپور زدن، نشان حاکمیت و اقتدار شاهان به شمار می‎رفته  است.

در ایران، نواختن طبل و نقاره، تا زمان قاجاریه ادامه داشت و حاکمان هم در مراکز استان‎ها به هنگام معینى از آن استفاده مى‎کردند و در مناطق شرقى کشور حتى تا اوایل قرن حاضر نیز معمول بود.

اما چرا این شیوه در بارگاه امام رضا علیه السلام مرسوم شده، چه کسى آن را بنا نهاده و از چه زمانى این کار رواج یافته است، معلوم نیست، و هر کس بر پایه ذوق و برداشت خود، براى آن انگیزه‎اى بیان مى‎کند. به این برداشت‎ها توجه کنید:

ـ از آن جا که امام رضا علیه السلام عنوان ولایتعهدى داشته و ایشان را سلطان مى‎خوانده‎اند، نواختن نقاره در بارگاه ایشان معمول شده است.

ـ شاید زمانى براى پاسدارى از حرم مطهر و مشهد، در آن جا لشکریانى بوده‎اند که براى اعلام آمادگى ایشان نیاز به نواختن نقاره بوده، و سپس این رسم به سان یک سنّت، ماندگار شده است.

ـ نقاره زدن و شیپور نواختن، براى احترام و بزرگداشت بارگاه امام رضا علیه السلام است و تنها جنبه تشریفاتى دارد و هیچ نظر دیگرى در میان نبوده است.

به هر حال و با هر انگیزه‎اى که این کار آغاز شده باشد، اینک نقاره هر صبح پیش از طلوع آفتاب و هر عصر پیش از غروب خورشید نواخته مى‎شود و همزمان با برآمدن و فروشدن آفتاب ، آخرین نواهاى نقاره به گوش مى‎رسد. این بدان معنى است که نمازگزاران براى بر پا داشتن فریضه خود، اندک فرصتى بیش ندارند و اگر نماز خویش را به جاى نیاورده‎اند، مى‎باید شتاب کنند و به اقامه نماز بپردازند.

 

یا به بالینم بیا ، یا بده بال و پرم

 

افزون بر این، هنگامى که حادثه خاصى رخ دهد که مردم شادمان گردند و جشنى همگانى پدید آید، نقاره‎نوازان بر فراز نقاره‎خانه مى‎روند و بر طبل‎ها مى‎کوبند و در شیپورها مى‎دمند.

نیز، هر گاه در آستان امام هشتم علیه السلام بیمارى شفا یابد و به خیل شفا یافتگان آستان حضرتش افزوده شود، به منظور اعلام همگانى و اظهار سرور و شادمانى، نقاره‎ها را به صدا در مى‎آورند.

علاوه بر این، در شب‎هاى میلاد معصومان و بزرگداشت مناسبت‎هاى مذهبى، مانند جشن‎هاى بزرگ قربان و فطر و غدیر، و هم چنین در زمان تحویل هر سال شمسى، در آغاز نوروز، نقاره نواخته مى‎شود.

اما در ایام محرم و صفر که روزهاى سوگوارى شیعیان است، به منظور احترام به آیین سوگوارى، هیچ نوایى از نقاره‎خانه به در نمى‎آید.

براى نقاره‎زدن در آستانه مقدسه، محل خاصى در نظر گرفته شده و جاى بلندى فراهم آمده است. این بناى زیبا و باشکوه، بر فراز ایوان شرقى صحن عتیق (انقلاب) قرار دارد و از قسمت‎هاى مختلف حرم ، دیده مى‎شود. بلندى بنا سبب شده است که به هنگام نقاره‎زدن، آواى آن تا دور دست‎ها شنیده شود،  و به ویژه به هنگام برآمدن آفتاب، که شهر از هیاهوى آمد و شد اتومبیل‎ها خالى است، نواى آن در چهار سوى مشهد، گوش شهروندان را نوازش دهد.

بناى جدید و چشمگیر نقاره‎خانه، با ظرافت و شکوه خود، از دیدنى‎ترین بخش‎هاى حرم مطهر است که همگان را به اعجاب و تحسین وامى‎دارد. بناى نقاره‎خانه که سراسر از کاشى فیروزه‎اى است و در پیرامون ایوان آن نرده کشى شده است، دو طبقه دارد، طبقه زیرین جاى گذاشتن طبل‎ها و شیپورها است و طبقه دوم محل استقرار نوازندگان.

نقاره‎زنان هفت نفر هستند که سه نفرشان بر طبل مى‎کوبند و چهار نفر در شیپور مى‎دمند. (برگرفته از پایگاه امام رضا علیه السلام) .

در جای دیگر خواندم که: نقاره‎زنان یازده نفر هستند و به نوبت انجام وظیفه می‎کنند. در آستان قدس به آنها «عمله‎ی شکوه» می‎گویند. نقاره به وسیله «طبل» و «کرنا» نواخته می‎شود .

خوب است بدانید که طبل‎ها ذکری ندارند و فقط به عنوان «کوس شادمانه » و همنواز از شروع تا خاتمه با کرناها نواخته می‎شوند. در صورتی که کرناها ذکری دارند که سینه به سینه تا به امروز نقل شده است و بدین شرح است :

 

                                               زنده شود این دلم از اثر گرمی یا هوی تو

 

دست اول: «سرنواز » ، سردسته کرنانوازها، کرنا را به طرف گنبد حضرت به عنوان سلام می‎گیرد و می‎دمند: « سلطان دنیا و عقبی علی بن موسی الرضا »

پس نوازان که تعداد آنها چهار نفر می‎باشند، جواب می‎دهند:

                                                       «امام رضا »

سرنواز مجدداً با سر کرنا به طرف گنبد حضرت اشاره می‎کند و چنین می‎نوازد: «امام رضا»

پس نوازان جواب می‎دهند: «غریب»

دست دوم: کرنای سرنواز ذکر می‎کند: « مولی مولی مولی علی بن موسی الرضا »

پس نوازان جواب می‎دهند: «رضا جان»

سرنواز، سر کرنا را به طرف گنبد می‎گیرد و ذکر می‎کند:

«یا امام غریب، یا امام رضا»

دست سوم: کرنای سرنواز ذکر می‎کند: «دوران دوران امام رضاست »

در این موقع طبال‎ها به عنوان شادی طبل‎های خود را به صدا در می‎آورند . این طبل به «کوس شادمانه» معروف است .

مجدداً سرنواز ذکر می‎کند: «دوران دوران امام رضا، دادرس بیچارگان»

پس نوازان پاسخ می‎دهند: «ای دادرس درماندگان»

موقعی که پس نوازان می‎خواهند کرنای خود را بر زمین بگذارند، سرنواز می‎گوید: «فریاد رس»

 

منبع:سایت رضوی

برگرفته از سایت تبیان

چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386
آقا به دادم میرسی؟ ـ شعر و ادبیات مذهبی

به مناسبت ولادت با سعادت هشتمین نور از انوار ولایت و امامت

علی بن موسی الرضا علیه السلام

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

آقا به دادم میرسی؟

زائری بارانی‌ام، آقا به دادم میرسی؟
                            بی‌پناهم خسته‌ام، تنها، به دادم میرسی؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی‌ام
                              ضامن چشمان آهوها، به دادم میرسی؟
از کبوترها که میپرسم نشانم میدهند
                            گنبد و گلدسته‌هایت را، به دادم میرسی؟
ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی
                                   پهنه آبی‌ترین دریا، به دادم میرسی؟
ماه نورانی شبهای سیاه عمر من
                            ماه من، ای ماه من، آیا به دادم میرسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته‌ام
                             هشتمین دردانه زهرا، به دادم میرسی؟
باز هم مشهد، مسافرها، هیاهوی حرم
                                 یک نفر فریاد زد: آقا به دادم میرسی؟

 ولادت امام رضا علیه السلام مبارکباد

نوشته شدهء دوستدار سید

http://www.beyadeseyed.blogfa.com

 

سه شنبه 29 آبان ماه سال 1386
مراتب عزاداری > مرتبه سوّم ـ عزاداری و ...

یا حسین شهید

 

در ادامه مراتب عزاداری > مرتبه سوّم عزاداری

مرتبه سوم عزاداری

در این  مرتبه که شیعیان حضرت بیشترین اعضای آن را تشکیل می دهند، عزادار تنفّر و اعتراض خود را به عاملین مصیبت و جنایتکاران در حق سیدالشهدا (ع) و یارانش و بطور کلی همه اهل بیت(علیهم السلام) اظهار می کند و بر آنها لعن و نفرین نثار می کند؛

                                        آنچه موجب شده که عزادار از مرتبه دوم به مرتبه سوم ترقی کند، شناخت و معرفتی است که عزادار به وجود مقدس سیدالشهدا (ع) پیدا کرده و اعتقاد بالاتری است که نسبت به مقام آن حضرت و فهم محدود و نسبی درباره قیام ایشان در برابر یزید و یزیدیان یافته است.

همچنین علاوه بر موارد ذکر شده، شدت یافتن محبت به آن حضرت، عواطف عزادار را رقیق تر نموده است تا جائی که عزادار در درون خود از یک سو به عنایت حضرت و از سوی دیگر به گریه و آه و سوز برای ایشان و نیز اعلان برائت از قاتلان او احساس نیاز بیشتری می کند. در این مرتبه عزاداری به نیّت کسب ثواب، برآورده شدن حاجات و عرض ادب صورت می گیرد.

عزادار در مرتبه سوم با تجلیات گوناگونی از عظمت امام حسین (ع) و خاندان و اصحابش آشنا می شود. در این حال احساس می کند که ماندن در مرتبه سوم او را اشباع و راضی نمی کند و به همین خاطر در این مرتبه عطش و ظرفیت بیشتری برای درک عظمت محمد و آل محمد (علیهم السّلام) و به خصوص سیّدالاشهدا (ع) در خود احساس می کند، که دیگر توجیه ها و توضیح های مداحان و بعضی گویندگان و نویسندگان که خود نیز در مرحله سوم قرار دارند، روح تشنه او سیراب و قانع نمی کند، چرا که هرکس به اندازهء فهم خود از امام حسین و سایر معصومین (علیهم السّلام) می گویند و می خوانند ولی عزادار به خوبی احساس می کند که حقیقت، بالاتر از چیزی است که آنها می گویند.

ادامه دارد با مرتبه چهارّم عزاداری و ....

شنبه 26 آبان ماه سال 1386
مراتب عزاداری > مراتب اوّل و دوّم ـ عزاداری و ...

    عزادار حقیقی چه کسی است ؟

 

          السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

                          

 

مرتبه اول عزاداری

 

در این مرتبه عزادار فقط در قلب خود از مصیبت وارده بر سیّدالشهدا(ع) غمگین و ناراضی است؛ بدون اینکه غم و نارضایتی خود را معمولاً بروز دهد. این مرتبه کمترین درجه عزاداری است؛ و پایین تر از آن، مرتبهء دشمنان حضرت است یعنی مرتبه ای که شخص به مصیبت های حسینی آگاه شود و ناراحت نگردد و به آن راضی باشد. درباره این گروه در زیارت وارث چنین می خوانیم:

لَعَنَ اللهُ اَمَّةً قَتَلَتْکَ وَ لَعَنَ اللهُ اُمّةً سَمِعَتْ بِذلکَ فَرَضِیَتْ بهِ

خداوند لعنت کند امّتی را که تو را کشتند و به تو ظلم کردند؛ و خداوند لعنت کند امّتی را که خبر چنین جنایتی را شنیدند و به آن راضی شدند.

(مفاتیح الجنان)

کسانی که در مرتبه اول عزاداری هستند، از هر دین و آیینی که باشند به خاطر اندوه قلبی شان برای مصیبت امام حسین(ع) در نزد خداوند از ثواب و پاداشی به تناسب عقیده شان برخوردار می شوند.

عظمت مقام اهل بیت (علیهم السلام) به قدری است که کوچکترین کاری که برای آنها صورت گیرد، با پاداش های بزرگی از ناحیه آنها جبران خواهد شد. حال اگر یک کافر هم خدمتی به آنها کند یا ادبی را نسبت به آنها رعایت نماید، چون شخص کافر در آخرت اهل نجات نیست، پاداش او را در دنیا به او می دهند و اگر شخص، کوچکترین سنخیت و آمادگی را داشته باشد، چه بسا پاداش اهل بیت(علیهم السلام) موجب هدایت او نیز می شود.

 

مرتبه دوم عزاداری

 

در این مرتبه عزادار غم و نارضایتی خود را به شکل هاى گوناگون از قبیل گرفتگی چهره،گرفتن حالت بغض و گریه(تباکی)، گریه کردن، پوشیدن لباس عزا، به سینه و سر زدن و ... بروز می دهد و در این کار گاهی تنها و گاهی به همراه دیگران عزاداری می کند.

عزادار در این مرتبه نوعی انس و الفت و نیز نوعی کشش و نیاز به آن حضرت پیدا می کند و همین یافت درونی و نیز انس غریب، او را وادار می کند که برای آن حضرت گریه کند و در عزاداری ایشان شرکت کند.

گرایش عزاداران کلیمی، مسیحی و پیروان سایر مذاهب ـ که برای امام حسین(ع) گریه می کنند ـ همچنین احساسی که نسبت به آن حضرت دارند، نشان دهنده این حقیقت است که حضرت برای آنها یک "غریب آشنا" است.

معمولاً نفوذ این "غریب آشنا" به درون قلب عزادار و ایجاد محبت و شدت گرفتن آن، رفته رفته او را به سوی مرتبه سوم عزاداری می کشاند.

                                                             برگرفته از www.emamhossein.com 

                                                                 کتاب عزادار حقیقی ، اثر محمّد شجاعی

با مراتب دیگر عزاداری ادامه دارد.......

   1      2      3      4      5    >>