
همیشه، همین طور است:
هراس و عصبانیت کفر، از ضعف و زبونی اش، حکایت می کند.
هارون، همان کاری را می کند که منصور!
معاویه، همان فکری را در سر دارد که ابوسفیان!
و تمامتِ این اندیشه، در یک قطعنامه ی کوتاه، از زبانِ سخنگوی اینان، "یزید" :
لَعِبَت هاشمُ بِالمُلکِ ، فَلا ـ
خَبرٌ جاءَ وَ لا وَحیٌ نَزَل ! *
این ها، همه "بازی" است که بنی هاشم در آوردند
و گرنه کدام خبر؟! کدام وحی؟!
که یعنی: امام زُدایی، وحی زُدایی، دین زُدایی ... و "اسلام زُدایی" ! ...
روزگار، ورق می خورد.
زخم های کهنه، نو می شود؛ و داغ، تازه!
همیشه، همین طور است: شیطنت، عوض می شود. امّا، جنس شیطان، هرگز!
گمان شما چیست؟
آیا اندیشه های مسموم، قلم های مسموم و کتاب های مسموم ِ معاصر ـ میراث خوران و آلترناتیو های راستین ِ همان انگورهای مسموم، خرماهای مسموم و آب های مسموم نیستند؟!...
* نثر ابوالقاسم حسینجانی







