وبلاگ اوّلین سایت تخصصی حضرت امام حسین و حضرت علی اصغر علیهما السلام

شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1387
ویژگی‏های شخصیتی حضرت زینب (س) ـ حضرت زینب(س)

ویژگی‏های شخصیتی حضرت زینب (س)

                

هرچند برخی از القاب وی به ویژگی‏های مهمّی در این بانوی بزرگوار اشاره دارد لیکن جا دارد، به چند ویژگی بارز از آن حضرت اشاره شود.

1 ـ عبادت:

زینب علیهاالسلام در عبادت و بندگی خداوند، پیرو مادرش زهرا علیهاالسلام بود. اکثر شب‏ها ر ابه تهجد و تلاوت قرآن صبح می‏کرد و به گفته برخی از مورخان شب بیداری یادگار فاطمه علیهاالسلام در طول عمرش، هرگز ترک نشد. حتّی در شب یازدهم محرم با آن همه خستگی و فرسودگی و مشاهده آن همه آلام روحی نماز شب خود را خواند. همچنین از امام سجّاد علیه‏السلام نقل شده است که: «ان عمتی زینب کانت تودی صلواتها من قیام الفرائض و النوافل عند مسیرنا من الکوفة الی الشام و فی بعض المنازل کانت تصلی من جلوس لشدة الجوع و الضعف منذ ثلات لیالٍ لانها کانت تقسم ما یصیبها من الطعام علی الاطفال لان القوم کانوا یدفعون لکل واحد منا رغیفا واحدا من الخبز فی الیوم و اللیلة؛

عمه‏ام زینب، نمازهای واجب و مستحبی‏اش را در طول مسیر کوفه به شام می‏خواند و در بعضی از توقفگاه‏ها از شدت گرسنگی و ضعف در مدّت شبانه روز نمازش را نشسته خواند. چون آنچه از غذا سهم او بود، بین کودکان تقسیم می‏کرد. چون آن قوم به هر یک از ما یک گرده نان در شبانه روز می‏دادند( 1)

2 ـ علم و دانش

بخشی از علم و دانش حضرت زینب علیهاالسلام از نوع اکتساب نیست، بلکه همچو سایر اهل بیت علیهم‏السلام از منبع علوم غیبی است. از این روست که امام زین العابدین به وی «عالمه غیر معلمه» لقب می‏دهد. آری، این بانوی بزرگوار چنان مقام علمی والایی داشت که یک سال پس از ورود امیرمؤمنان علیه‏السلام به کوفه زنان آن شهر از وی خواستند اجازه کسب فیض دهد و او در ایامی که در کوفه بود، مجلسی تشکیل داد و در خانه خود به زنان تفسیر قرآن درس می‏داد.( 2)

می‏گفتی، گفت: بلی، امام فرمود:

ای نور دیده این رمز است در مصیبت وارده بر شما عترت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آن گاه مصائب وارده را شرح داد و حضرت زینب علیهاالسلام گریست.( 3)

3 ـ کرامت و استجابت دعا

هر چند هزاران کرامت از این بانوی بزرگوار بروز کرده امّا فقط نمونه‏ای را نقل می‏کنیم. مرحوم ثقة الاسلام نوری از سید محمدباقر سلطان آبادی نقل می‏کند: «به چشم درد شدیدی در چشم چپ مبتلا شدم. هرچه درمان کردم، اثری نداشت، به سلطان آباد آمدم و نزد پزشکان رفتم. آن‏جا هم فایده‏ای نکرد و بر عکس مریضی‏ام شدید شد. بعضی از دکترها می‏گفتند قابل علاج نیست. برخی هم قول شش ماه بعد می‏دادند و من هر روز از روز قبل نالان‏تر می‏شدم تا این که سیاهی چشمم گرفته شد و دیگر نمی‏توانستم بخوابم. در آن اوقات یکی از دوستانم برای خداحافظی به دیدنم آمد. او می‏خواست به کربلا برود. من هم با او راهی شدم. در منزل اول درد چشم شدیدتر شدو همه، مرا شماتت می‏کردند مگر یک نفر. بالاخره، به منزل دوم رسیدیم درد شدیدتر از قبل شد و ورم چشمم افزونتر. تا این که نزدیک سحر آرامش پیدا شد.

در عالم رؤیا عقیله بنی هاشم زینب کبری علیهاالسلام را دیدم که گوشه‏ی مقنعه‏اش را به چشمم می‏کشید.

از خواب بیدار شدم و چشمم خوب شد. دوستانم باور نمی‏کردند، سوار شدیم در بین راه درد و ناراحتی احساس نمی‏کردم. من که همیشه ناراحت و عاجز بودم، پیش خود گفتم: کاش بسته‏ی روی چشمم را باز می‏کردم. تا باز کردم، دیدم همه چیز را می‏بینم. صدا زدم که رفقا بیایید، همه آمدند و گفتند: کدام چشمت درد می‏کرد؟، گفتم:

چشم چپم بود.، هرچه نگاه کردند تفاوتی بین چشم چپ و راستم ندیدند( 4)

می‏خوانیم:

«شیخ عبدالرحمن جمهوری مصری (از علمای اهل سنت) نویسنده‏ی کتاب مشارق الانوار، می‏گفت:

در گرفتاری سختی افتادم، با خود گفتم بر سر قبر حضرت زینب، دختر علی بروم، شاید گرفتاری رفع شود.

قصیده‏ای در مدح زینب علیهاالسلام گفتم که اوّل آن چنین بود:

ال حله لکم علینا الولاء

لاسواکم بما لکم الاء

زینب فضلها علینا عمیم

............

گرفتاریم را کردم.

در کمال ناباوری آن مشکل من حل شد. به خدا سوگند! از حرم بیرون نیامدم، مگر با حاجت روا شده( 5)

4 ـ معصومه

از دیگر ویژگی‏های حضرت، مقام عصمت است؛ می‏دانیم که عصمت درجاتی دارد. مرتبه‏ی عالی آن مخصوص اهل بیت علیهم‏السلام است «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا»(6) اما چون حضرت زینب علیهاالسلام نیز از طینت محمدی و مجاهده نفس برخوردار بود، توانست به مرتبه‏ای از این عصمت دست یابد. لذا خود آن حضرت در برخی احتجاجات خود به این مقام اشاره می‏کند.

محقق ممقانی در تنقیح المقال می‏نویسد:

«در صورتی که عقیده به عصمت زینب داشته باشیم، گزاف نگفته‏ایم. آنان که بر حالات زینب در عاشورا و پس از آن واقف باشند، چگونه می‏توانند عصمت آن بزرگوار را انکار کنند. چون اگر زینب عصمت نداشت، در آن مدتی که امام سجاد علیه‏السلام بیمار بود، امام حسین مقداری از سنگینی بار امامت را به آن حضرت نمی‏سپرد( 7)

5 ـ موثقه و صدیقه و امینه

حضرت زینب علیهاالسلام مورد اطمینان همه، خصوصا حضرت سید الشهدا و امام سجاد علیهماالسلام بود. لذا امام حسین علیه‏السلام ودایع امامت را به وی سپرد و هر وقت امام سجاد علیه‏السلام به بیان اخبار و احادیث می‏پرداخت و می‏خواست در ذهن مردم جای بگیرد، آن را به عمه‏اش مستند می‏کرد. ابن عباس نیز همین طور به زینب علیهاالسلام استناد می‏کرد با این که خود مقام والایی داشت ـ می‏گفت: «حدثتنا عقیلتنا( 8) روایت حضرت زینب را به مناسبت در فصل‏های مختلف نقل خواهیم کرد.

از طرف دیگر حضرت، جزو صدیقین به شمار می‏رفت مقامی که اشخاص محدودی بدان دست یافته‏اند. و پیامبران بدان مقام فخر می‏کردند «انه کان صدیقا نبیّا»(9) ابراهیم صدیق پیامبر بود. والاترین مقام صدیقین متعلق به علی امیرمؤمنان است (10)و در زنان سابقه این مقام به حضرت مریم و در امت پیامبر به فاطمه‏ی زهرا علیهاالسلام (11) و آن گاه به حضرت زینب علیهاالسلام اختصاص دارد. لذا چون مادرش فاطمه‏ی زهرا به صدیقه‏ی کبری مشهور بود، به وی صدیقه‏ی صغری می‏گفتند.

همچنین حضرت زینب امانتدار الهی بود و به مقام «امینة الله» رسید. زیرا اگر دارای چنان مقامی نمی‏بود، هرگز امام حسین علیه‏السلام ودایع امامت را به وی نمی‏سپرد. آری او در سایه عبادت و بندگی به این مقام رسید.

پی نوشت ها :

۱ ـ ریاحین الشریعة، ج 3، ص 61 و خصائص زینبیه، ص 120 نقل از کبریت احمر.

۲ـ اختیار معرفة الرجال، ص 12. نفس الرحمان، ص 311. امالی طوسی، ص 260 و بصائر الدرجات، ص 343.

۳ ـ این مصیبت‏هاو رمزها توسط امام زمان در روایتی گشوده شد، بحارالانوار، ج 44، ص 223.

«اما پیرامون روایت امام سجاد علیه‏السلام : «یا عمه اسکتی ففی الباقی من الماضی اعتبار وانت بحمدالله عالمة غیر معلمه فَهِمة غیر مفهمه ...» (سفینة البحار، ج 1، ص 558، بلاغات النساء ص 23.) سید نور الدین جزایری می‏نویسد:

«از این جا چند مطلب معلوم می‏شود: اول: مسلم است که حضرت زینب علیهاالسلام دارای این مرتبه بوده که حضرت این را بیان کرده است.

دوم: در این بیان، حضرت خواست شئونات آن مخدره را ظاهر سازد.

سوم: حضرت خواست تلافی نماید به عمه، چنان چه حضرت زینب علیهاالسلام در کربلا تسلی داد فرزند برادر را و... برخی ملک را نبیند آن را «محدث» گویند ... و علیا حضرت به درجه الهام و محدثه نائل شده چنان چه حضرت سجاد می‏فرماید «عالمة غیرمعلمه» صریح در طریق الهام است و چون از القاب آن مخدره، محدثه و مخبره بوده، ظاهر این است که دارای این درجه هم بوده و معلوم است کسی که دارای مرتبه الهام باشد، محدث بودن چندان مرتبتی نباشد نسبت به مقام او. چه این که خادم و خادمه اهل بیت رسالت علیهم‏السلام سلمان و فضّه [محدث و] محدثه بوده‏اند.» (خصائص

زینبیه، ص 79.)

۴ ـ زندگانی زینب کبری، شهید دستغیب، ص 19.

5 ـ وقایع الایام، تبریزی، ص 302.

6 ـ احزاب/33.

۷ـ تنقیح المقال، ج 3، ص 79 و زینب کبری، علامه نقدی، ص 63.

8 ـ مقاتل الطالبین، ص 60، طراز المذهب، ص 294.

9 ـ مریم/41.

۱۰ ـ تفسیر کنز الدقایق، ج 2، ص 524.

۱۱ـ وافی جرء 2، ج 3، ص 745 روی عن الامام موسی بن جعفر علیه‏السلام انه قال «ان فاطمه صدیقة الشهیدة...»

شنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1387
زینت پدر ـ حضرت زینب(س)

ستاره‏ی مدینه وقتی به دنیا آمد، امام حسین علیه‏السلام به سرعت خود را به پدر رساند و با اشتیاق خبر تولّد خواهرش را به او داد و منتظر لبخندی بر لب پدر شد، امّا در کمال شگفتی اشک پدر را دید که بر گونه‏اش جاری شد. حسین سبب گریه پدر را پرسید.

امام فرمود: «فرزندم به زودی خواهی دانست(1)

کبری علیهاالسلام است.،»(2)

این جهان گذاشت.(3)

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شنید، گریان شد... .

«فلما احضرتها اخذها رسول الله و ضمّها الی صدره الشریف و وضع خده المنیف علی خدّها فبکی بُکاءً عالیا و سال الدّمع علی محاسنه الشریف جاریا فقالت فاطمه: لماذا بکائک؟ لا ابکی الله عینیک یا ابتاه!، فقال صلی‏الله‏علیه‏و‏آله : یا بنیّة فاطمةُ فاعلمی ان هذه البنت بعدک و بعدی تُبتلی بالبلایا تردّ علیها مصائب شتی و رزایا، فبکت فاطمه علیهاالسلام عند ذلک ثم قالت: یا اب فما ثواب من بکی علیها و علی مصائبها؟، فقال: یا بضعتی و قرّه عینی! ان من بکی علیها و علی مصائبها یکون ثواب بکائه کثواب من بَکی اخویها،؛

وقتی زینب را حاضر کردند رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله او را گرفت و به سینه‏ی شریفش چسبانید و صورت مبارک خود را به صورتش نهاد و بلند گریست [چنان که[ اشک از محاسن شریف او روان شد، فاطمه علیهاالسلام پرسید: [ای پدر گرامی[ گریه‏ات برای چیست؟ خدا نگریاند دو چشم شما را!، فرمود: ای دختر من، ای فاطمه! بدان که بعد از تو و بعد از من این دختر، گرفتار بلاها خواهد شد و مصیبت‏های گوناگون بر وی وارد خواهد شد.،

در این لحظه فاطمه علیهاالسلام به شدت گریست و پرسید: ای پدر! ثواب کسی که بر او و مصیبت هایش گریه کند، چیست؟، فرمود: ای پاره تن من و روشنی چشمم! هر کس بر او و مصیبت‏هایش گریه کند، ثواب گریه‏اش مانند ثواب کسی است که بر دو برادر او [حسن و حسین] گریه کند،... .»(4)

سیمای زینب (س) در دوران کودکی

بانویی بلند بالا با چهره‏ای نورانی، قوی اندام، دارای فصاحت و بلاغتی علی گونه و عصمت و حیائی فاطمی، حلم و بردباری حسنی و شجاعتی حسینی، از وی بانویی کم نظیر ساخته بود.(5)

1 ـ مقام وحدانیت

زینب علیهاالسلام از همان کودکی دارای کمالات معنوی و علمی بود چنان که امیرمؤمنان را به شگفتی وامی‏داشت. آن گونه که ملامحمد تقی، معروف به شهید ثالث، در مجالس المتقین و ابی سعید سبزواری در مصابیح القلوب می‏نویسند: «حضرت زینب علیهاالسلام همراه با ابوالفضل العباس علیهاالسلام در دوران کودکی، کنار امیرمؤمنان علیه‏السلام نشسته بودند، حضرت رو به ابوالفضل کرد و گفت: فرزندم بگو یک، او گفت یک. آن گاه از او خواست بگوید دو، ولی ابوالفضل علیه‏السلام پاسخ داد: پدر! با زبانی که یک گفته‏ام دو نمی‏گویم، (منظورش وحدانیت خدا بود) امام علیه‏السلام از خوشحالی فرزندش را بوسید. آن گاه زینب علیهاالسلام پرسید: پدر! ما را دوست داری!، فرمود: چگونه شما را دوست نداشته باشم، شما میوه دل من هستید.،

زینب علیهاالسلام عرض کرد: لایجتمع حبّان فی قلب مؤمن حب اللّه و حب الاولاد و ان کان ولابد فالحب لله تعالی و الشفقة للاولاد؛ دو محبت در قلب مؤمن جمع نمی‏شود [هم] حب خدا و [هم] حب اولاد اگر چاره‏ای نباشد پس دوستی مخصوص خداست و شفقت و مهربانی برای اولاد.،»(6) آری زینب از همان کودکی صاحب علم و کمال بود.

2 ـ ایثار در کودکی

نمونه دیگر از اسناد تاریخی، حکایت از ایثار حضرت زینب علیهاالسلام در دوران کودکی دارد که این نیز بیانگر رشد کمال انسانی وی در طفولیت است.

از جمله در ریاحین الشریعة می‏خوانیم: «روزی علی علیه‏السلام مهمانی به خانه آورد ولی در منزل غذایی نبود، حضرت از فاطمه علیهاالسلام سؤال کرد: آیا غذایی داریم.، حضرت فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: فقط یک قرص نان داریم که برای زینب نگه داشته‏ام.، حضرت زینب علیهاالسلام که در رختخواب ولی بیدار بود، گفت: مادر نان را برای مهمان ببرید، من صبر می‏کنم.،(7)

3 ـ مهر برادر

از همان کودکی علاقه‏ای عجیب به برادرش امام حسین علیه‏السلام داشت چنان که زینب کوچک هنگامی که گریه می‏کرد، تنها در آغوش برادرش آرام می‏گرفت. این رفتار فاطمه زهرا علیهاالسلام را شگفت زده کرده بود. به رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عرض کرد:پدر من از چنین رفتاری تعجب می‏کنم. این گونه محبت بیش از حدّ معمول است. زینب بدون دیدن حسین شکیبایی ندارد و اگر بوی حسین را نشود، جان از تنش بیرون می‏رود.،

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وقتی این حکایت را شنید، آه از سینه برکشید و اشک بر چهره‏اش روان شد و فرمود: ای نور چشم من این دختر با حسین علیه‏السلام به سفر کربلا خواهد رفت و رنج‏ها خواهد دید...،»(8)

جدایی بیاندازی(9)

زینب علیها السّلام

ام کلثوم، ام عبدالله، ام الحسن، ام المصائب، ام الرزایا، ام النوائب، و... کنیه‏های این بانوی بزرگوار است و القاب مبارکش که بیش از 60 مورد ذکر شده عبارتند از: عالمه غیر معلمه، فهیمه غیرمفهمه، کعبة الرزایا، نائبة الزهرا، نائبة الحسین، ملیکة النساء، عقیلة النساء، عدیلة الخامس من اهل الکساء، شریکة الشهداء، ناموس رواق العظمة کفیلة السجاد، سیدة العقایل، سرابیها، سلالة الولایة، سقیقة الحسن، عقیلة خدر الرسالة، ولیدة الفصاحة، رفیعة الولایة، البلیغة، الفصیحة، الکاملة، عابدة آل علی، صدیقة الصغری، موثقة، عقیلة الطالبین، فاضلة، شمسة قلادة جلالت، عقیلة الوحی، نجمة سماء نباله، معصومة الصغری، قرینة النوائب، محبوبة المصطفی، قرة عین مرتضی، صابرة محتسب، ربة خدر القدس، قبلة الرزایا، رفیعة الوحی، باب جعلة الخطایا، خضرة علی و فاطمة، ربیعة فضل، شریکة الحسین، بطلة کربلا، عظیمة بلواها، عقیلة قریش، باکیه، سلیلة الزهرا، امین الله، آیة من آیات الله، عارفة، اهل التقی، لبیبة جزلة عاقلة، عقیلة جلیلة، امرأة عاقله، محدثه، ناوس کبریا، راضیة بالقدر و القضاء وحیدة، شجاعة، زاهدة، عامله.(10)

 

پی‏نوشت‏ها:


1 ـ ریاحین الشریعة، ج 3، ص 38، به نقل از ریاض المصائب. ناسخ التواریخ، حضرت زینب علیهاالسلام ، ج 1، ص 45.

2 ـ زینب الکبری، علامه جعفر نقدی، ص 16.

3 ـ درباره تولد حضرت زینب علیهاالسلام نظریه‏های مختلفی در کتب تاریخی نقل شده است، مانند: پنجم جمادی الاولی سال ششم، اوایل شعبان، ماه رمضان، دهه اخیر ربیع الثانی سال پنجم یا ششم یا هفتم هجری و ماه محرم سال پنجم، ولی دهه اخیر ربیع الثانی قول قوی‏تر است. خصائص الزینبیه، ص 55.

4 ـ طراز المذهب، ص 2، نقل از خصائص الزینبیه، ص 53.

5 ـ ریاحین الشریعة، ج 3، ص 40.

6 ـ مناقب خوارزمی، ج 1، ص 122، در کتاب زینب کبری علامه نقدی این سؤال (بگو یک ...) را به حضرت زینب علیهاالسلام نسبت داده است.

7 ـ ریاحین الشریعة، ج 3، ص 64.

8 ـ خصائص زینبیه، ص 255.

9 ـ ریاحین الشریعة، ج 3، ص 42.

10 ـ این القاب، یک سر فصلی برای یک ویژگی حضرت است که به دلیل طولانی شدن از شرح و بسط خودداری و تنها به ارائه فهرست بسنده شد. برای مطالعه پیرامون هر لقب به خصائص زینبیه مراجعه کنید.

چهارشنبه 1 اسفند ماه سال 1386
زینب(س) و برجسته ترین صفات (۲) ـ حضرت زینب (س)

 زینب (س) و برجسته ترین صفات ـ قسمت دوّم(نوافل و مقام ولایت)

 

 

نافله در فرهنگ قرآنی آن چیزی است که زیاده بر واجب است (۱) و از روی تفضل و تبرع انجام می شود )ومن اللیل فتهجد به نافلة لک(۲) ) از این روی خداوند اعطای یعقوب را نافله می نامد )ووهبنا له اسحاق و یعقوب نافلةً (۳))دین سرشار به ترغیب از نوافل فردی و اجتماعی است و زینب تمام این کمالات را یک جا دارد. کدامین انسان را می توان یافت که بیش از این «بانوی گرامی» برای خدا نافله انجام داده باشد؟ چه کس تا آن جا که رمق به تن و سو به چشم و قدرت در کام دارد، دین خداوند را رصد کرده و برای حفظ آن پایمردی نموده است؟

 

او همان نیست که خود، طفلان را به قربانگاه فرستاد؟ و مواساة را در حق امام عصر خویش تا بدان جا تمام کرد که تمام لحظات خود را صرف حفاظت از حریم وی قرار داد؟ او همان نیست که شب مبارزه، به سان یک فرماندهء حازم و دوراندیش حتی در اندیشهء امتحان سربازان هم به سر می برد؟ و در تمام مسیر سفر سایهء سنگین و پر ابهت خود را بر دشمن افکنده تا چکاچک شمشیرهایشان کودکان مصیبت زده را نلرزاند؟

آری اوست که پسر تمام تازیانه ها و زخم خورده ی تمام شماتت هاست،  و آیا با هزار و یک عذر موجه نمی توان از هجمه ی این همه وظیفه ی توان سوز رهایی یافت؟

 

این همه نافلهء فردی و اجتماعی فقط با جاریِ محبت و خلوص الهی تفسیر می شود و دیگر هیچ. آن همه محبت که از زلال معرفت سرچشمه گرفته و این همه نافله است که زینب(س) را «ولیة الله» کرده است.

 

مقام ولایت که از آن انسان کامل و تحفه ی باریافتگان ساحت یقین است در مراتبی از جلوه های خود امکان تصرف در تکوین را به ولی خدا می دهد. از این گونه تصرفات در جریان حادثه، بسیار از حضرتش دیده شد.

گاهی دست ملکوتی اش تسلای امامی می شود (۴)و گاه فرمان سکوتش نفس ها را از شماره می اندازد. (۵)و گاهی دیگر به زمین مأموریتی می دهد که ضربه شصتی به دشمن قداره بند نشان دهد.(۶) در زمانی دیگر سامعه ی آسمانی اش ندای صبر از سر بی پیکر می شنود.(۷) و تمام این ها حاکی از مقامات بلند ولایت بی بی است.

 

در مرحلهء ولایت باطنی شعاع نور وجود اوست که زمان را در نوردیده و همه را به تطهیر در کوثر حسینی دعوت می کند و صلابت گفتار اوست که پژواکش در فراز و نشیب تاریخ، پرده از رخسار نفاق برگرفته است.

همه کس در جاذبهء هدایت باطنی اش قرار دارند و ناقص گفتار و رفتار در راه مانده ها به کمال گفتار و رفتار او تکمیل و تتمیم شده است.

 

پی نوشت ها:

۱ـ  راغب اصفهانی، المفردات، ص 503

۲ـ اسراء (17): 79

۳ ـ انبیاء (21): 72

۴ ـ  منتخب التواریخ، ص 293

۵ ـ شیخ مفید، کتاب الامالی، ص 3667

۶ ـ همان, الخصایص الزینبیه، ص 333، به نقل از میرالمذاب از مقاتل اهل سنت؛ زمانی که حضرت زینب(س) از شمر بن ذی الجوشن خواست که ایشان را از راه کم ازدحامی عبور دهد، آن ملعون با تازیانه ضرباتی به حضرت وارد نمود که باعث گردید آن معدن صبر و وقار به زمین امر کند: «یا ارض خذیه» و زمین شمر را تا کمر فرو برد

۷ـ  یا اختاه اصبری و احتسب فی مرضات الله

نامه جامعه حوزه ـ شماره هشتم ـ ص 49 ـ فریبا علاسوند

 

ادامه دارد......

شنبه 27 بهمن ماه سال 1386
زینب(س) و برجسته ترین صفات (۱) ـ حضرت زینب (س)

                       زینب (س) و برجسته ترین صفات ـ قسمت اوّل (ساغر محبّت)

                                          

                                         

 

تاریخ  مرهون شخصیت های بزرگی است که در هنگامه ی نیاز، توانسته اند نظام تغییر(۱) را به دست گرفته و حیات اجتماعی را به پویایی و حرکت واداشته و در واقع آن را بازسازی نمایند.

یکی از مهم ترین این برهه ها؛ سال 61 هجری است که تاریخ بانویی را در می یابد و یک سال صفحات خود را به سر انگشتان ماهر او می سپارد تا به هر صورت که می خواهد سطورش را پر کند و آنچه او نگاشت همانا بهترین و بی نظیر بود. هیچ مورخ اندیشه ورز و اسلام شناس خردمندی پای بر صفحه ی هستی نگذارد، که به گمانه زنی او بهتر از اندیشه، گفتار و رفتار آن بانو خطور کرده باشد.

او کیست؟!

آری او زینب همان خاتون دو سراست. همان که زنان کوفه صف اندر صف منتظر لقایش می نشستند تا در درس تفسیرش شرکت نمایند. (۲)

او شیرازه ی قرآن ورق ورق شده در کربلاست که تاریخ در مقابلش زانو زد و خود را به دست آن بانو سپرد تا آن را، شریعت محمدی را، همه و همه را از نو بسازد ...

 

بزرگی هر کس را می توان از بزرگی مسؤولیت هایش بازشناخت و آن مسؤولیتی که به عهدهء عقیلهء هاشمین بود؛ نسخه ی بدل رسالت و پیام آوری بود. تمام شامات دین ورزی خود را مدیون زینب اند. همچنان که روح مودّت آل رسول و رواج مکتب تشیع در آن بلاد بر اساس روشنگری های اوست.

این مسؤولیت سنگین ویژگی های فوق العاده ای می طلبد که همه آن ها به تمام معنا در اقالیم وجود زینب کبری حضور دارند. بدون این خصایص به دوش گرفتن رسالت و پیام آوری که فقراتی به صلابت کوه می طلبد، امکان پذیر نیست.

 

ساغر محبّت (جذبهء عشق)

اولین و مهم ترین این صفات محبت و عشقی وافر و بی کرانه به ذات احدیت حق است که بتواند همه کس و همه چیز را در محضر او ذوب کند و حتی خویشتن خویش را هم نبیند تا در مقام نفوذ و خرج ساختن خود سخاوت بی حدی نشان دهد. این مقام که در قدیسین عالم و واصلین؛ همان مقام فنای فی الله است، آن توانمندی است که در همه ی لحظات ایشان را مهیای فداکاری و ایثار می نماید.

بدیهی است که این مقام یعنی محبت به حق جز از طریق معرفت و شناخت شهودی نسبت به خداوند سبحان میسر نیست. رؤیت جمال حق است که این شیدایی را با جان آنان در می آمیزد و سبویشان را لبریز از شوق می کند، اما در مکتب رسولان الهی این محبت علایمی دارد که مهم ترین آن ها اطاعت از فرامین اله  است؛ )قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی(۳))

مسلمانی و اظهار ایمان که پس از اعتقاد قلبی و اقرار به زبان در اعضا و جوارح خود را نشان می دهد، موجب تقرب است. به عبارت دیگر؛ شریعت دینی را چراغ گفتار و رفتار خود نموده و تن به واجبات الهی و ترک حرام می دهد. در این میان کسانی  اهل نافله اند یعنی آنچه را که برایشان فرض و واجب نیست، با اعمالشان در هم آمیخته و انگیزه ی الهی مضاعفی آنان را به راه های زیباتر تقرب می خواند.

 

پی نوشت ها:

1ـ اشاره به آیهء شریفهء ) ان الله لا یغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم (.

2 ـ ر.ک؛ سید نعمت الله جزایری, الخصایص الزینبیه، ص 82 .

۳ ـ آل عمران (3): 31

نامه جامعه حوزه ـ شماره هشتم ـ ص 49 ـ فریبا علاسوند

 

ادامه دارد......

 

چهارشنبه 10 بهمن ماه سال 1386
ردای کربلا ، بر دوش (قسمت آخر) ـ حضرت زینب(س)

ردای کربلا ، بر دوش (قسمت آخر)

 

 

امروز ۲۱ محرّم ۱۴۲۹ هـ.ق است و آنروز ۲۱ محرّم ۶۱ هـ.ق ......

 

کاروان اهل بیت ِ حسین بن علی علیه السلام در اسارت، شهادت امام زمان خویش را منتشر می کند و ....  یک تن باید باشد تا ....

 

کسی باید باشد که نامردی " ابن زیاد " ، دنیا زدگی " ابن سعد" و بی دینی " یزید" را بگوید و برملا سازد! ...

یکی باید باشد که نگذارد ـ بگذارند و بگذرند ...

یکی باید باشد که نگذارد کربلا را، زنده به گور کنند!

*****

او می آید ؛

با " کلید معجزه " ای در دست، برای باز کردن همهء قفل های سر بسته:

قفل های تبلیغات فریب، قفل های غفلت، قفل های توجیه و تزویر، قفل های دنیا گرایی، قفل های دین زدایی، قفل های براندازی ِ انسان و قفل های براندازی ِ انسانیّت و حریّت و ....

او می آید

با " عاشورا " ؛

همان کلیدی که به همهء درها ، می خورد!

*****

زینب(س) ـ پرستار کربلا ـ

به خونخواهی عشق و عاطفه، می آید ... تا به داد " درد" برسد؛ اصغر را بزرگ کند. قنداقهء تنگنایی و تنهایی انسان را تکه تکه کند و بدَرَد؛

و کهکشان شیری را، از شیر باز گیرد.

تا دنیا بتواند دردهای کمی ـ تنها کمی ـ برزگ تر را هضم کند.

 

.... و اکنون

کربلا، همه جا هست؛ و عاشورا، همیشه!

به کوری چشمان ِ حسادت کوفه و کوفیان، مرگِ کربلا را، هیچ چشمی نخواهد دید، و آخرین نفس های عاشورا را، هیچ گوشی نخواهد شنید!

راه دور نرویم ـ همین نزدیکی ـ

بانوی نور، بانوی کلام، بانوی صبوری، بانوی شرح کربلا، بانوی شرح گلشن راز و بانوی .....

ـ زینب ، سلام الله علیها ـ

باز هم، مثل همیشه ، برای سرزمین ما، و برای زمین ما، و حتّی برای زمان ما، حرف های تازهای خواهد داشت....

و همهء خاک، آفتاب ِ خون ِ برادر را ـ از <