وبلاگ اوّلین سایت تخصصی حضرت امام حسین و حضرت علی اصغر علیهما السلام

FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386
۱ ربیع الاوّل ، هجرت حضرت محمّد (ص) ـ مناسبتها

اوّل ربیع الاول ؛ هجرت حضرت محمّد (ص) و نخستین سال هجرت

اهالى مکه پس از درگذشت حضرت خدیجه(س)، همسر پیامبر (ص) و درگذشت حضرت ابوطالب(ع)، عموى آن حضرت، بر دشمنى خویش افزودند و حتى قصد جان پیامبر (ص) را نمودند. از سوى دیگر تعدادى از اهالى یثرب در همان سال‏هاى غربت و تنهایى پیامبر(ص) در ایّام حجّ با وى و اهداف بلند دینش آشنا شده و پس از بازگشت به یثرب، به تبلیغ آن پرداختند. مردم یثرب، رفته رفته به اسلام علاقه نشان داده و در مراسم سال بعد، تعداد زیادترى به نزد رسول خدا(ص) رسیدند و به دست مبارک وى، مسلمان شده و با آن حضرت پیمان بستند. امّا در مراسم حجّ سال سیزدهم بعثت، گروهى از حاجیان یثربى که تعدادشان هفتاد و سه مرد و زن بود، در اواسط ایام تشریق و در محل عقبه در سرزمین "منى"، ایمان آورده و با آن حضرت پیمان بستند، تا از وى و یارانش همانند خانواده و طایفه خویش پشتیبانى کنند.(1)

پس از گذشت ایام حج و بازگشت اهالى یثرب به سرزمین خویش، مهاجرت مسلمانان مکه به سوى یثرب آغاز گردید. آنان به دستور پیامبر(ص) به دور از چشم مشرکان قریش به صورت فردى و گروهى عازم یثرب شدند.به طورى که در مکه معظمه، جز پیامبر(ص) و تعدادى اندک از یارانش و گروهى زنان و مردان کهن سال و از کار افتاده، کسى باقى نماند. پیامبر(ص) بیش از هر زمان دیگر، در یکى دو ماه آخر اقامتش در مکه، احساس تنهایى و خطر مى‏کرد. سرانجام سران قریش در واپسین روزهاى ماه صفر، تصمیم به کشتن پیامبر(ص) گرفتند.

آنان در " دارالنّدوه " که مجلس شوراى اعیان و اشراف آنان بود، جلسه‏اى برگزار کرده و پس از تبادل نظر و گفتگوهاى زیاد، به کشتن پیامبر(ص) از سوى نمایندگان تمام طوایف قریش رأى دادند و شب اوّل ربیع الاوّل را براى این کار برگزیدند.

شب موعود فرا رسید، پیامبر(ص) براى فریب مشرکان، حضرت علی (ع) را به جاى خویش در بسترش خوابانید و خود، از خانه خارج و به همراه ابوبکر از مکه گریخت و در غار "ثور" که در جنوب مکه و در نقطه مقابل مدینه قرار داشت، پناه گرفت.

مشرکان، پس از هجوم به خانه پیامبر(ص) و مشاهده امام على بن ابى طالب (ع) در رختخواب آن حضرت، خشمناکتر شده و به تعقیب آن حضرت پرداختند و براى پیدا کردن وى، صد شتر جایزه تعیین نمودند ولى هرچه تلاش کردند، به وى دست نیافتند.

آن حضرت پس از سه شب پنهان ماندن در غار ثور، در شب چهارم ربیع الاول به سوى مدینه هجرت کرد و در دوازدهم همین ماه وارد مدینه شد و مورد استقبال باشکوه اهالى مدینه قرار گرفت.(2)

امام زین العابدین (ع) فرمود: هنگامى که پیامبر(ص) از مکه به قبا آمد، ابوبکر همراه وى بود. پیامبر(ص) در قبا به انتظار على (ع) نشست. ابوبکر به پیامبر(ص) گفت: برخیز با هم به مدینه برویم. زیرا اهالى آن از دیدن تو خوشحال مى‏شوند. آنان منتظر ورود تو به این شهرند. پس به سوى آنان رویم و در اینجا به انتظار على(ع) توقف مکن. زیرا گمان نمى‏کنم که علی (ع) تا یک ماه دیگر به تو رسد. پیامبر(ص) در پاسخش فرمود: هرگز از جایم حرکت نمى‏کنم تا پسر عمو و برادرم در نزد پروردگار متعال و دوستداشتنى‏ترین فرد خاندانم، همان کسى که با در خطر گذاشتن جانش مرا از دست مشرکان رهایى داد، به من بپیوندد.

امام زین العابدین (ع) فرمود: در این هنگام، ابوبکر به خشم آمد و ناراحت گردید و حسادت علی (ع) بر وى عارض گردید و این نخستین دشمنى وى نسبت به رسول خدا (ص) درباره علی (ع) بود و نخستین سرپیچى وى از فرمان رسول خدا (ص).

ابوبکر هنگامى که اصرار پیامبر(ص) را در باقى ماندن در محله قبا تا رسیدن حضرت علی (ع) را مشاهده کرد، از پیامبر(ص) جدا گردید و خود به سوى مدینه رفت و پیامبر(ص) در آنجا توقف کرد تا حضرت علی (ع) به همراه سایر خاندان نبوى، از جمله حضرت فاطمه زهرا (س) به او پیوستند و به اتفاق هم به سوى مدینه حرکت نمودند. (3)

از این حدیث شریف و احادیث دیگر به دست مى‏آید که هجرت پیامبر(ص) از مکه معظمه، از شب پنجشنبه، نخستین شب ربیع الاول آغاز گردید و پس از سه شب پنهان ماندن در غار ثور، در شب چهارم ربیع الاول به سوى یثرب حرکت کردند و در روز دوشنبه، دوازدهم همین ماه به روستاى قبا، که در دو فرسنگى یثرب قرار داشت وارد شدند و پس از چند روز توقف در این محل ( و به روایت امام زین العابدین (ع) به مدت ده روز توقف در قبا ) و با رسیدن حضرت على (ع) ، در روز جمعه 23 ربیع الاول وارد شهر یثرب گردید و این شهر از آن پس، به مدینة الرّسول (ص) شهرت یافت.

ولى برخى از مورخان اهل سنّت، ورود حضرت علی (ع) را پانزدهم ربیع‏الاوّل ذکر کرده‏اند.

در کتاب " الاستیعاب فى معرفة الاصحاب " آمده است: قدم آخر الناس فى الهجرة الى المدینة علىّ و صهیب، و ذلک للنصف من ربیع الاوّل، و رسول اللّه (ص) بقباء لم یرم بعد؛ علی (ع) و صهیب، آخرین کسانى بودند که به سوى مدینه هجرت کردند. ورود آنان، مصادف بود با نیمه ماه ربیع الاوّل و در آن هنگام رسول خدا(ص) هنوز در " قبا " بود و به طرف مدینه حرکت نکرده بود.(4)

 

پی نوشت ها:

1. تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 392

2. نک: مسارالشیعه، ص 27؛ تاریخ ابن خلدون، ج1، ص 396؛ فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام(ص)، ص 191؛ زندگانى چهارده معصوم(ع) (ترجمه اعلام الورى)، ص 88؛ الارشاد، ص 45؛ تارخ دمشق، ج1، ص 37 و 47؛ تاریخ الطبرى، ج2، ص 394، الکامل فى التاریخ، ج2، ص 101

3. الکافى، ج8، ص 338، حدیث 536

4. الاستیعاب، ج 2،ص 729

برگرفته از سایت تبیان > دین و اندیشه ـ تاریخ اسلام

جمعه 14 دی ماه سال 1386
میثم تمّار ، آینه حق و اسوه مقاومت ـ مناسبتها

میثم عاشق ولایت بود و پرواز در راه حق

 

به مناسبت سالروز شهادت میثم تمّار ، بیست و پنج ذی حجه سال ۶۰ هجری قمری

مکتب امام على(ع) انسان‏ساز و تربیت‏کننده بود. آن کس که استعداد رشد و کمال داشت، در پرتو شخصیت والاى امیرالمؤمنین(ع) جان مى‏گرفت و زنده مى‏شد و راه تعالى و شکوفایى معنوى را پیش مى‏گرفت و به «معراج انسانیت‏» مى‏رسید. چه بسیار، روحهایى که در چشمه سار ولایت و هدایت آن امام، تطهیر شدند و به وارستگى رسیدند و «خود» را فداى «خدا» کردند و این نشانه عظمت فکر و ایمان و دلیل حقجویى و خداخواهى و اخلاص آنان بود.

 

و.... اینک «میثم تمار» مردى از این فرزانگان و چهره‏اى آشنا براى طالبان ارزشهاى معنوى و راهیان مسیر حق و شرف و جهاد و صبر و یقین!

 

اگر «میثم»، شیفته على -علیه السلام بود به خاطر حق و عدل و اسلام و فضایل على(ع) بود; اگر «میثم‏» عشقى سرشار و شگفت و محبتى عمیق و زلال به مولا داشت‏به خاطر آن بود که آن حضرت، کمال مجسم و تبلور اسلام و قرآن ناطق و عینیت دین بود. على دوستى میثم، به حق‏دوستى او برمى‏گشت; حق‏دوستى‏اش، به ایمان و عقیده و شناخت و بصیرت آن شهید مصلوب، مربوط است.

 

شناخت چهره بارز میثم، ما را با سیماى دین، آشناتر مى‏کند; و زندگینامه این زبان راستین حق و یار وفادار امیرالمؤمنین، ما را به محتواى سازنده قرآن و مکتب، رهنمون مى‏گردد; و حیات پربار و شهادت پرافتخار این پرورده مکتب على‏بن ابى‏طالب و شاگرد کلاس وحى و تعالیم انبیایى، براى ما نیز سراسر درس است و آموزش و الهام و اسوه و سرمشق.

 

شخصیت پرجاذبه این شیعه على و پیرو حق و شهید راه فضیلت و راستى، چنان تابناک و نورانى است که در طول چندین قرن، همواره الهام‏بخش و درس‏آموز شیفتگان عدل و آزادى بوده است. کدام آزاده مکتبى و انسان شرافتمند و متعهد و باطل‏ستیز و حق‏جوست که نام «میثم‏» را نشنیده باشد؟!

 

گرچه میثم، پیشه‏ورى ساده در کوفه بود، اما والایى ایمان وعظمت روح وجلالت‏شان و فداکارى بى‏نظیر و استقامت‏سترگ او در راه حق از او انسانى جاوید ومسلمانى نمونه ساخته است، که اوراق تاریخ اسلام را با نام خویش، مزین کرده و سندى افتخارآمیز براى آیین مقدس اسلام است که چنین فرد مهذب و ارزشمندى به بشریت، تقدیم داشته است.

 

و ... بالاخره، «میثم‏» را باید شناخت. به دنبال این معرفت و شناخت است که زمینه پیروى و تبعیت فراهم مى‏گردد. پس از این مقدمه برویم سراغ او که ما را مى‏خواند و طنین کلام بیدارکننده او از زبان گویایش در گوش تاریخ پیچیده است.

 

میثم تمّار کیست ؟

 

میثم، فرزند یحیى بود. از سرزمین «نهروان‏» که منطقه‏اى میان عراق و ایران است. بعضى او را ایرانى و از مردمان فارس دانسته‏اند; او را «ابو سالم‏» هم مى‏خواندند.

 

ابتدا، غلام زنى از طایفه «بنى اسد» بود. حضرت على(ع) او را از آن زن خرید و آزادش کرد (1) .

میثم، از اصحاب پیامبر به شمار آمده است (2) . هرچند از جزئیات زندگى او درسالهاى نخستین حیاتش و در روزگار صدراسلام، اطلاع‏مبسوط در دست نیست. لقب «تمار» (خرما فروش) راهم ازآن جهت‏به او مى‏گفتند، که در کوفه خرما فروش بود.

 

میثم تمار، علاوه بر آن که خود، مسلمانى فداکار و پاک و شیعه‏اى وفادار و خالص بود، خاندانش نیز از رجال و بزرگان‏شیعه بودند. میثم، شش پسر داشت و نوه‏هایى بسیارکه بطور عمده، آنان هم همچون پدر در صراط مستقیم حق و تبعیت از اهل‏بیت و اعتقاد به ولایت و رهبرى امامان معصوم بودند و بیشتر آنان در شمار راویان احادیث ائمه یادشده‏اند. ائمه شیعه هم به میثم و فرزندانش اظهار محبت‏وعلاقه کرده و از آنان تجلیل مى‏کردند. پسران میثم، عبارت بودند از: عمران، شعیب، صالح، محمد، حمزه و على.

 

شعیب از اصحاب امام صادق(ع) و صالح از اصحاب امام باقر و امام صادق(ع) بود. حتى امام باقر(ع) به صالح فرمود:«من به شما و پدرتان علاقه بسیار دارم.» (3) عمران هم، از اصحاب امام سجاد و امام باقر و امام صادق -علیهم السلام‏بود.این گونه کلمات، هم میزان اعتبار این خانواده رانزد ائمه مى‏رساند و هم پیوستگى ورابطه و محبت و تبعیت‏خاندان میثم و خود او را نسبت‏به امامان شیعه نشان مى‏دهد.

 

-------------------------------------

منابع:

1. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، بیست جلد، چاپ اول، دار احیاء الکتب العربیه، بیروت.

2. الامین، سید محسن، اعیان الشیعه، ده جلد، دارالتعارف، بیروت 1403ق.

3. ابن حجر عسقلانى، الاصابة فی تمییز الصحابه، داراحیاء التراث العربى، بیروت 1328ق.

شنبه 21 مهر ماه سال 1386
عید سعید فطر مبارک باد ـ مناسبتها

 

عید سعید فطر ـ عید بزرگ مسلمانان ـ بر همه روزه داران و مسلمانان عالم گرامی باد

عید فطر مبارک باد

در دیگر پست ها مطالبی درباره عید فطر ، دانلود مولودی در مدح این عید سعید و ... قرار داده شده است ـ ملتمس دعای خیرتان