وبلاگ اوّلین سایت تخصصی حضرت امام حسین و حضرت علی اصغر علیهما السلام

شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 15 مرداد ماه سال 1387
حکایاتی کوتاه از کرامات حضرت عباس ـ فضائل و کرامات

                      حکایاتی کوتاه از کرامات حضرت عبّاس علیه السلام

قبر وسط آب

آیت‏الله حاج سید عباس کاشانى حائرى نقل مى‏کرد: «روزى در خانه آیت‏الله العظمى حکیم (1) بودم که کلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل، علیه‏السلام، تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل، علیه‏السلام، را آب گرفته و بیم آن مى‏رود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره‏ها نیز آسیب کلى وارد شود، شما کارى بکنید.

آیت‏الله حکیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هرآنچه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهى از علماى نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به کربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس، علیه‏السلام، رفتیم، آن مرجع بزرگ براى بازدید به‏طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پى او آمدیم، اما همین‏که چند پله پایین رفتند، دیدم نشستند و با صداى بسیار بلند که تا آن روز ندیده بودم، شروع به گریه کردند. همه شگفت‏زده و هراسان شدیم که چه شده است؟ من گردن کشیدم دیدم شگفتا منظره عجیبى است که مرا هم گریان ساخت.

قبر شریف حضرت ابوالفضل، علیه‏السلام، در میان آب مثل جایى که از هر سو به وسیله دیوار بتنى بسیار محکم حفاظت‏شود، در وسط آب قرار داشت، اما آب آن را نمى‏گرفت. درست همانند قبر سالارش حسین، علیه‏السلام، که متوکل عباسى بر آن آب بست اما آب به سوى قبر پیشروى نکرد. (2)

    برای مطالعهء دیگر حکایات ادامه مطلب را کلیک کنید !

ادامه مطلب ...
یکشنبه 25 فروردین ماه سال 1387
موهبت به اندازهء معرفت ـ فضائل و کرامات

                             باب موهبت به اندازهء معرفت برای مردم گشاده می شود

 

                                                     

 

از مقتل خوارزمی و جامع الاخبار روایت شده است که ...

مردی اعرابی به خدمت امام حسین علیه السلام آمد و گفت یابن رسول الله ضامن شده‌ام ادای دیت کامله را و ادای آن را قادر نیستم لاجرم با خود گفتم که باید سوال کرد از کریم‌ترین مرد و کسی کریمتر از اهل بیت رسالت صلوات الله علیهم اجمعین گمان ندارم. حضرت فرمود: یا اخا العرب من سه مسئله از تو می‌پرسم اگر یکی را جواب گفتی ثلث آن مال را به تو عطا می‌کنم و اگر دو سوال را جواب دادی دو ثلث مال خواهی گرفت و اگر هر سه را جواب گفتی تمام آن مال را عطا خواهم کرد، اعرابی گفت یابن رسول الله چگونه روا باشد که مثل تو کسی که از اهل علم و شرفی از این فدوی که یک عرب بدوی بیش نیستم سوال کند؟ حضرت فرمود که از جدم رسول خدا صلی الله علیه و‌ آله شنیدم که فرمود: اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه باب معروف و موهبت به اندازة معرفت بروی مردم گشاده باید داشت، اعرابی عرض کرد هر چه خواهی سوال کن اگر دانم جواب می‌گویم و اگرنه از حضرت شما فرا می‌گیرم ولا قُوّه اِلاّ بِالله.

حضرت فرمود که افضل اعمال چیست؟ گفت: ایمان به خداوند تعالی.

فرمود چه چیز مردم را از مهالک نجات می‌دهد؟ عرض کرد توکل و اعتماد بر حق تعالی.

فرمود زینت آدمی در چه چیز است؟ اعرابی گفت: علمی که به آن عمل باشد.

فرمود که اگر بدین شرف دست نیابد؟ عرض کرد مالی که با مروت و جوانمردی باشد.

فرمود که اگر این را نداشته باشد؟ گفت فقر و پریشانی که با آن صبر و شکیبائی باشد.

فرمود اگر اینرا نیز نداشته باشد؟ اعرابی گفت که صاعقه‌ای از آسمان فرود بیاید و او را بسوزاند که او اهلیت غیر این ندارد.

پس حضرت خندید و کیسه‌ای که هزار دینار زر سرخ داشت نزد او افکند و انگشتری عطا کرد او را که نگین آن دویست درهم قیمت داشت و فرمود که به این زرها ذمة خود را بری کن و این خاتم را در نفقة خود صرف کن.

اعرابی آن زرها را برداشت و این آیه مبارکه را تلاوت کرد:

اَللهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه.

 

*برگرفته از www.emamhossein.com

کتاب منتهی الآمال ـ حاج شیخ عبّاس قمی