وبلاگ اوّلین سایت تخصصی حضرت امام حسین و حضرت علی اصغر علیهما السلام

مجموعه حیات وحش زندگی مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 21 دی ماه سال 1388
گلچین سینه زنی محرم 87 ـ نوحه و مرثیه

گلچین سینه زنی  

 

حاج محمود کریمی ـ محرم 87

قسمت اول        قسمت دوم     قسمت سوم  

قسمت چهارم   قسمت پنجم    قسمت ششم

ادامه مطلب ...
سه شنبه 15 دی ماه سال 1388
زین العابدین(ع) بقیه کربلا ـ شعر و ادبیات مذهبی

بقیه کربلا، زین العابدین (ع) ـ این زیباترین اسیر نیایش ـ دوشادوش زبان شهادت ـ زینب ـ از قتل عام قبیله عاشورا باز می آید:

کربلا کربلا، در واژه ها، ریخته

و عاشورا عاشورا، به لهجه ی دعا، در آویخته!...

تولّد عاشورا در برابر چشمانش بود که اتفاق اُفتاد ـ و "ذبح عظیم"، از همان نقطه ای که او نیز ایستاده بود، جریان یافت.

دردا که درد نیست!

و گرنه "زبور آل محمّد(ص) " این همه، خاک نمی خورد.... اگر "فهمیده" بودم صحیفه سجّادیه ـ این زبان زین العابدین ـ را، می توانستم فهمید! ...

همان که در زیباترین طرز سعادت، فراگرفتن "نظم شهادت" را، دست به دعا بر می دارد:

 

حَمْداً نَسْعَدُ بهِ فی السّعَداءِ مِنْ اَوْلیائهِ، وَ نَصیرُ بهِ فی نَظم الشُهَداءِ بسُیُوفِ اَعْدائهِ! ...*

 

و دلش را، برای خدا، چندان می گویدکه خاک نیز بشنود.

امّا، پنهان نباید کرد که راز و نیاز عاشورا ـ قرآن صاعد و زبور آل محمّد (ص) ـ در میانه ی ما هنوز هم تنهاست...

* صحیفه سجّادیه، دعای یکُم 

برگرفته از www.emamhossein.com (بانک ادبیات عاشورایی)

شنبه 21 آذر ماه سال 1388
عاشورا ، روح زندگی ـ هر چه میخواهد دل تنگت بگو

آرام، آرام داریم به محرّم الحرام نزدیک می شویم و چه تند، تند می گذرد روزهای پایانی ذی الحجّه.

محرّم و در ادامه اش عاشورا که می آید انگار روح تازه ای به زندگی نیمه مرده مان دمیده می شود، در این میان روزمرّگی ها و شاید روزمُردگی هایمان با آمدن "عاشورا" به زندگی تبدیل شود.




عاشورا، روح زندگی است.

و زندگی، در نبود تقدیر و تفکّر عاشورائی، جنازه ای بیش نیست.

عاشورائی بودن، یک هویّت انسانی است ـ یک فرهنگ متعالی است برای پَر کشیدن از این خاکِ دست و پا گیر ـ کربلا یک موقعیت است برای شروع و عاشورا زمانی برای حرکت.


آن روز که " ابراهیم(ع) " ، سینه به سینهء نمرود ، بر می خیزد
حرکت ، قیام و در آتش در آمدنش ، یک حرکت عاشورائی است!
و آن وقت ، که " موسی" ، فرعونیان را ، به دل ِ نیل می کشاند ـ
روح ِ رفتارش عاشورائی ست.
و در یک سخن،
هر کس ، در هر نقطه ، حرکتی برای سامان دادنِ وضعیّت دنیا ، و برای رو به قبله کردنِ جهان و زندگی ، صورت می دهد ـ

  آن حرکت ، یک رفتار و عمل عاشورائی ست *


خدایا این عاشورا، عاشورائی ام کن 

خدایا این عاشورا، جهت ام را به قبله ات بگردان 

خدایا این عاشورا، به زندگی ام روح تازه ای ببخش

خدایا این عاشورا، کمک کن حرکتی برای سامان دادنِ بی سر و سامانی ام کنم .....


* اگر شهادت نبود ـ حسینجانی

یکشنبه 8 آذر ماه سال 1388
او امر می کند و ما عصیان ـ عقیدتی



پنجشنبه چه زود گذشت ...
عرفه خواندنش زودتر....
از آنهمه رابطهء انسان و خدایی که امام(ع) بیان کرده بود بیش از همه "عصیان" ام شرمنده ام کرد و بهتر از همه "غفران" ات امیدوارم می کند 


إِلَهِی أَمَرْتَنِی فَعَصَیْتُکَ وَ نَهَیْتَنِی فَارْتَکَبْتُ نَهْیَکَ...

«لا إِلَهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ لا إِلَهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ».
او امر می‏کند و ما عصیان. لطف می‏کند و ما کفران. این همه ناشایسته‏ها چگونه می‏شود جبران؟ جز پناه گرفتن در خانه غفران.
او چون غافر است ما مستغفریم. چون ناصر است ما مستنصریم. اقرار می‏کنیم که ظالمیم و به عفو بی‏منتهای او عالمیم.
همانطور که عطایش بی‏حساب است(1) گذشت از خطایش نیز بی‏حساب است(2) که عطا از او و خطا از ماست.
با توجه به این مسائل است که امام زین‏العابدین علیه‏السلام عرضه می‏دارد:
«من آن بنده‏ای هستم که او را از معصیت نهی کردی اما مخالف نهی تو رفتار کرد... اما امیدوار عفو تو بود و به گذشت تو ایمان داشت و اکنون خاضعانه و ذلیلانه و خاشعانه و خائفانه در پیشگاه تو ایستاده و به گناهان خود اعتراف می‏کند.»
انسان مؤمن همیشه دل به عفو الهی بسته است؛ زیرا وقتی دریای عفو الهی به جوش آید، همه کرده‏ها و ناکرده‏ها را می‏شوید و انسان را از لوث گناه پاک می‏سازد و به لطف خود می‏نوازد. از این رو همیشه زبان حالش این است که:
اندازه معشوق بود عزّت عاشق    ای عاشق بیچاره ببین تا ز چه تیری
زیبایی پروانه به اندازه شمع است    آخر نه که پروانه این شمع منیری؟!(3)
ماییم به عفو تو تولّی کرده    و ز طاعت و معصیت تبرّی کرده
آنجا که عنایت تو باشد، باشد    ناکرده چون کرده، کرده چون ناکرده
ابن سینا
عفو غفران الهی آنقدر زیاد است که مدام در پی بنده عاصی است تا او را در خود پیچد.
تشنه به جوی آب و خود تشنه تشنه است آب    گدا خدا خدا کند، خدا گدا گدا کند
علامه حسن زاده آملی
آنان‏که عفو می‏کنند، لذّت عفو و غفران الهی را چشیده‏اند و گُلی از باغ رحمت چیده‏اند و بهتر از آن ندیده‏اند. آنان‏که در زندگی فردی و اجتماعی خود لحظاتی در کنار دریای مغفرت و رحمت نشسته‏اند و جام‏هایی از سیل عظیم بخشش الهی برداشته و به کام خود برده‏اند و از سفره بی‏کران الهی خورده‏اند. آن‏که می‏بخشد، بخشیده شده است و بخشندگی‏اش چون قطره‏ای است از سیل بخشندگی الهی.
عفو خلقان همچو جو و همچو سیل    هم بدان دریای خود تا زند خیل
عفوها هر شب از این دل پارها    چون کبوتر سوی تو آید شها
بازشان وقت سحر پرّان کنی    یا به شب محبوس این ابدان کنی(4)
اگر بنده عاصی هر از چندگاهی مرتکب عصیان می‏شود و پرده عصمت می‏درد، از مرتع شیطان می‏چرد و مصالح ابلیس می‏خرد، نه از روی دشمنی و استکبار است که امام زین‏العابدین علیه‏السلام عرض کرد:
«لا مُعَانَدَةً لَکَ، وَ لا اسْتِکْبَاراً عَلَیْکَ».
بلکه به چشم امید به غفران بی‏پایان خداوند جهان داشته و برای لحظاتی عَلَم معصیت برافراشته، نهال نفس در مزرعه شیطان کاشته است. غفلت و گستاخی بنده شرمنده از وفور عفو خداوند عفوّ و غفور است.
از غفوری تو غفران چشم سیر                  روبهان بر شیر از غفو تو چیر
جز که عفو تو کرا دارد سند                       هر که با امر تو بی‏باکی کند
غفلت و گستاخی این مجرمان            از وفور عفو توست ای عفولان...
عضوهای جمله عالم ذره‏ای                 عکس عفوت ای ز تو هر بهره‏ای
عضوها گفته ثنای عفو تو                نیست کفوش «أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا»...
عفو کن زین مجرمان تن پرست        عفو از دریای عفو اولی‏تر است(5)


------------------------------------------
برگرفته از: مجله میقات حج ، شماره 42، فاضلی ، قادر؛ دانشنامه پایگاه حوزه
1 . نور : 38 . ... وَ اللّه‏ُ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ .
2 . زمر : 53 . ...لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّه‏ِ إِنَّ اللّه‏َ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً...
3 . کلیات شمس تبریزی، ص 975، چاپ امیرکبیر.
4 . مثنوی، دفتر 5 ، ص 267، تصحیح نیکلسون.
5 . مثنوی، دفتر 5 ، صص 261 و 267، تصحیح نیکلسون.
پنجشنبه 21 آبان ماه سال 1388
فردا دحو الارض است ، از دستش ندهیم ـ مناسبتها
روز دحو الارض، بیست و پنجم ذی القعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان ِ خاکی حیات بخشید. از این روز، بخش هایی از کرهء زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن کرد تا .... 
دحو الارض، روز گسترش زمین
دحو الارض، روز غفران و مغفرت
دحو الارض، روزی برای رحمانی شدن
دحو الارض، شاید، فرصتی برای شکر 
                         فرصتی برای راز و نیاز
                         فرصتی که نباید از دستش بدهیم


جالب تر اینکه دحو الارض ِ این ذی القعده با روز جمعه مصادف شده است




ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
                                             دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
مانند مرده ای متحرک شدم ، بیا
                                            بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت
می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
                                        دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت
دنیا که هیچ ، جرعه آبی که خورده ام 
                                         از راه حلق تشنهء من مثل سم گذشت
بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم
                                            از خیر شعر گفتن ، حتی قلم گذشت
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم 
                                یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت
مولا شمار درد دلم بی نهایت است
                                               تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
حالا برای لحظه ای آرام می شوم
                                         ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت 

سید حمیدرضا برقعی
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>