خیلی وقته ننوشتم، دستم به کیبورد نمی رفت، گاهی انگار حرفهای زیادی در دل داری ولی زبانی برای بیانشون نداری ، گاهی اوقات قلم، کاغذ و دنیا دنیا دقیقه و ساعت همراهیت می کنند تا بنویسی اما نمیشه که بنویسی، دریغ از خط خطی ـ دوستان خیلی گله کرده بودند که توی وبلاگ خبری از اربعین نیست ـ این روزها هر خبری هم که باشه و هر اتفاقی هم که بیفته ، هر چه که به اربعین نزدیکتر می شویم دوباره یادم می آید که
کل یوم عاشورا
بیش از سی روز از عاشورای حسینی و روشنگری های زینبی میگذرد ، دیدم بهترین شروع اونهم در این هفتهء مانده به اربعین ذکر سقای کربلاست؛ می گن هر موقع آب می نوشی بگو یا حسین (ع)
این روزها هر موقع آب می بینی و نمی نوشی بگو یا ابالفضل (ع)
غفلت اگر که دامن ما را رها کند دل دائما هوای حریم شما کند
بودن میان روضهء تو اعتبار ماست ما را خدا ز روضه مبادا جدا کند
مالم اگر حلال بود خرج روضه است تا مادرت به روزی ما اعتنا کند
باشد صله به مادر تو گریه بر غمت در بین گریه فاطمه (س) ما را دعا کند
قیمت بده به ما که نداریم ارزشی شاید خدا که هستی ما را فدا کند
ما خلق گشته ایم شبیه شما شویم چشمان ما به چشم شما اقتدا کند
بی غسل و بی کفن شدنم آرزو بود ارباب ما بگو ز عنایت، خدا کند
باید ز چشم حضرت عبّاس(ع) روضه خواند شاید خدای قسمت ما کربلا کند
با دیده ای که تیر میانش نشته است آیا شود که گوشهء چشمی به ما کند؟
جواد حیدری


